گناه بزرگ!
زنی که تحمل رنج سالیان بچه دار نشدن را بر صورتش می شد دید به ستوه آمده بود از مردش. چون تابه حال هرکسی را برای ازدواج دوباره مرد به او پیشنهاد داده بود ، به دلیلی رد کرده بود. این یکی را هم به دلیل خوشگل نبودن!! رد کرده بود. زن ادامه داد" ولی بالاخره یکی رو براش پیدا می کنم که راضی بشه.
یک ماه گذشته بود از سخنان این زن که می خواست برای شوهرش زن دیگری بگیرد. باز هم وارد شد، خوشحال و راضی. عکسهای مردش و زنی در دست خندان به من سلامی کرد و گفت : بالاخره یکی رو پیدا کردم که دیگه "نه" توش نیاره".
سه روز بعد مجلس عقد برپا بود. هنگام خطبه نیم نگاهی به زن انداختم. میشد دید حس دوگانه عذاب آور را در زیر لبخند سردش.
ده ماهی گذشت. زن که برای طلاق از مردش آمده بود از تولد پسر شوهرش خبر آورد.
تجربه یک عاقد : بچه دار نشدن گناه بزرگیست بزرگ. چون مرتکبش را مجازات می کنند سخت. گناهی ناکرده.
× استفاده از داستانهای یک عاقد در فضاهای مجازی و نشریات چاپی فقط با ذکر منبع و نشانی وبلاگ مجاز است.