اسب سپید عرب!
نتونستم مقاومت کنم. خیلی ممنونم.
همه چیز حکایت داشت از وضعیت مالی خوب طرفین. راستش اهل به رخ کشیدن و خود را بزرگ نشان دادن و ژست های تازه به دوران رسیدگی نبودند. همه چیز را ساده برگزار کردند ، خوشحال و خرسند.
مهریه عروس یک اسب سفید عرب بود. همکارم که می پرسد اگر نباشد این مهریه باطل است گفته بود : نه... خودمون داریم.
مراسم عقد را در سالن باشگاه سوارکاری شان برپا کردند...
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت 9:32 توسط 1عاقد
|
× استفاده از داستانهای یک عاقد در فضاهای مجازی و نشریات چاپی فقط با ذکر منبع و نشانی وبلاگ مجاز است.