معامله مهریه
مهریه اش ۲۵۰ سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم بود ( این طرحش خیلی مهم است ). در هنگام وکالت گرفتن از عروس و داماد بعد از بله گفتن عروس مرد میانسالی که دورتر نشسته بود به ناگاه بلند شد و گفت : ( با اجازه شما حاج آقا به حرمت مادر داماد ما تعداد ۵۰ سکه از مهریه را به ایشان می بخشیم. ان شا، اله مبارک باشد.)
بلافاصله صدای کف بلند شد و کلمات تشکر آمیزی از زبان همگان صادر شد به نشانه قدردانی. خود من هم از او تشکر کردم. بدجوری با تدبیری که کرده بود همه را ذوق زده و تحت تاثیر خود قرار داد.
جالب آنکه این شخص پدر عروس نبود. پدر عروس به رحمت خدا رفته بود.اما هرچه بود با هماهنگب قبلی با مادر عروس و خود عروس صورت گرفته بود. او دایی عروس بود.
تجربه یک عاقد : نگاه معامله گرانه در بازی مهریه را همیشه می توان دید.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 9:23 توسط 1عاقد
|
× استفاده از داستانهای یک عاقد در فضاهای مجازی و نشریات چاپی فقط با ذکر منبع و نشانی وبلاگ مجاز است.