هوویی برای یک زن
اینسوی میز دفتر در قسمت پذیرش زنی داشت با دفتریار صحبت می کرد و راهنمایی می خواست که " دارم زن دوم مردی میشم. راه قانونیش چیه ؟!" و از این حرف ها. در بین حرف آنها زنی با عجله وارد شد و پرید وسط حرف و می خواست سوال خود را مطرح کند. دفتریار ازو خواست تا چند دقیقه صبرکند تا کار این خانم تمام شود. خانم منتظر داشت به حرف های آن زن با دفتریار گوش می داد. کم کم متوجه شد که طرف میخواهد زن دوم کسی شود. رنگش کم کم سرخ شد . و به ناگاه گفت: توغلط می کنی زن دوم بشی ؟! کار دو زن بالا گرفت و نزدیک بود به گیس کشی بیانجامد. می توانید حدس بزنید قضیه چه بود ؟
زن منتظر که با عجله آمده بود میخواست شکایت کند که شوهرش زن دوم گرفته و از نظر قانونی چه کاری می تواند انجام بدهد و...
این دوزن هووی همدیگر نبودند اما گویا برای تمام زن های اول دنیا زن های دوم هوو هستند.
تجربه یک عاقد: مرد دوزنه ( البته در زمان حاضر نه در گذشته ) کارش اگر به جنون نکشد زودتر از معمول به گورستان روانه اش می فرمایند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 9:17 توسط 1عاقد
|
× استفاده از داستانهای یک عاقد در فضاهای مجازی و نشریات چاپی فقط با ذکر منبع و نشانی وبلاگ مجاز است.