راز صلوات پیوسته
صدای صلوات پی در پی می آمد، از لحظه قدم گذاشتن عروس و داماد به در حیاط پرگل دفتر. برایم تازگی داشت این بلا انقطاعی صلوات ها. فکر کردم شاید عقیده شان این است و شگون دار می دانند با سلام و صلوات وارد شدن عروس و داماد را. پس بیشتر دقت کردم..... صدای پیرزنی را شنیدم . درکمال تعجب چیزی دیدم که هنوز که فکرش را می کنم...... خنده بر لبانم می نشیند . این پیرزن اینگونه صلوات می داد.(( الهم صلی علی محمد و آل محمد صلوات )) یعنی این خانم واژه صلوات را جزو خود صلوات می دانست و بلند هم این صلوات را ادا می کرد و مردم هم بعد از آن و بر اساس واژه صلوات که پیرزن فریاد می زد باز هم صلوات می دادند و پیرزن هم باز همان چرخه را تکرار می کرد و اصلا هم متوجه اشتباه خود نبود . مردم هم که همه شاکی اما در رودربایستی هی صلوات می دادند. و این همان راز پیوستگی صلوات جماعت همراه عروس و داماد بود. !!
تجربه یک عاقد: در میان همراهان زوجین تقریبا همیشه یک صلوات فرست هست که غالبا با یک جمله تکراری به دفعات طلب صلوات می کند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 9:0 توسط 1عاقد
|
× استفاده از داستانهای یک عاقد در فضاهای مجازی و نشریات چاپی فقط با ذکر منبع و نشانی وبلاگ مجاز است.